تبليغاتX
هبوط در کویر





















هبوط در کویر

کویر.. این هیچستان پر اسراری که در آن دنیا و آخرت روی در روی هم اند ..

سلام بچه ها. از اینکه مدت ها نبودم واقعا شرمنده ام.(هرچند که تو این مدت از دستم راحت بودید.)

تو این چند وقت که نبودم به چیزای جالبی رسیدم که بعدا براتون میذارم تا شما هم در جرین باشید.فعلا این متن جالب رو داشته باشید تا بعد...

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت17:40توسط سهیل | |

چقدر بده ادما ندونسته به هم تهمت میزنن و ادم رو به کاری که نکرده متهم میکنن

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت11:45توسط سحر | |

امروز تولدمه....

اصلا خوش حال نیستم  چون یک سال بزرگتر شدم

 یک سال به همه چیزهام اضافه شد.

ارزوم بزرگتر شد توقع دیگران از من بیشتر میشه دیگه نمیشه خیلی از کارایی پارسال  رو میکردی

رو الان انجام بدی و توقع ما از زندگی بیشتر میشه و...........!

بزرگ شدن رو دوست ندارمممممممممممممممممم.

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت20:27توسط سحر | |

سلام من بعداز ۴ماه اومدم . دلم برای وبلاگم تنگ شده بود.

 

خدایا تورا غریب دیدم و غریبانه غریب شدم ٫

تورا بخشنده پنداشتم وگناه کار شدم ٫

تورا وفادار دیدم و هرکجا رفتم بازگشتم٫

تورا گرم دیدم ودر سردترین لحظه  ها  به سراغت آمدم ٫

پروردگارا تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی...

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت13:16توسط سحر | |

حق گفت: بندۀ من چون اندیشه کنی دانند،ۀ اندیشه ات منم، و چون بیاد من در ذکر نشینی، مونس و همنشینت منم، و چون به طاعت در آئی، میزبانت منم، ...و چون از من ترسی ایمن کننده ات منم، و چون به من درگریزی دستگیرت منم، و چون بدرگاهم دعا کنی اجابت گر دعایت منم، و چون به من امید داری وفا کننده ات منم . من با توام تو نیز با من باش، این راه دین که بر تو نمودم، مصلحت تو خواستم و بهشت عدن در پای تو گذاشتم.

+نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت19:59توسط سحر | |



خب خب خب انگار تولد ما هم در عین ناباوری رسید.!!!من که همیشه دوست داشتم بچه بمونم همینجوری الکی الکی بزرگ شدم و الآن سن ...... رو شروع کردم .
خواستم شیرینیه تولد براتون چندتا جمله ی باحال و درست و درمون بذارم فیض ببرید....

1- لره ميره بدنسازي، مربيه ميگه: هفته اول بدن درد داري، لره ميگه: پس من از هفته دوم ميام!!!!

2- به غضنفر ميگن عجب مملكت خر تو خري داريم ميگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازي هيچكي نفهميد ...

3- تهرانيه تو حج ,پرده کعبه رو گرفته بود مي گفت خدايا توبه ديگه براي ترکا جک نمي سازم يه ترکه زد رو شونش گفت داداش قبله کدوم وره؟ تهرانيه داد ميزنه خدايا خاطره که مي تونم تعريف کنم؟

حالا هم چند تا حرف با مسما از دکتر عزیز , علی شریعتی ,

1 - وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد.

2 - مراقب باشيد چيزهايي را كه دوست داريد بدست‌ آوريد وگرنه ناچار خواهيد بود چيزهايي را كه بدست آورده‌ايد دوست داشته باشید .
موفق باشید...........................

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت19:19توسط سهیل | |

  فارس نزاد پرست نیست(مگه کوروش نزاد پرست بود؟).. رشتی بی غیرت نیست(مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟).لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟).ترک زبان عر عر نمی کنه(مگه شهریار عر عر می کرد؟)قزوینی همجنس باز نیست(مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟) بلکه اینان ستونهای ایرانند

+نوشته شده در سه شنبه ششم مهر 1389ساعت20:43توسط سحر | |

چیزهایی در زندگی  هست که برچسبی روی خود دارند

با این مضمون:(تو قدر مرا نخواهی دانست٬مگر این که مرا از دست بدهی و دوباره به دست بیاوری.)

+نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت20:38توسط سحر | |

تاریخ نویسان٫کوروش را یکی از سه مرد بزرگ تاریخ جهان دانستند.

دو مرد دیگر بزرگ تاریخ عبارتند از اسکندر و ژولیوس سزار ٬اما هیچ یک از این

دونفر در  انسانیت ٬مردم دوستی و کوشش در ایجاد آسایش برای ملت های

گوناگون به پای پادشاه ایران نرسیدند.شهرت کوروش و عظمت  تاریخی او بیشتر ازارزش های

انسانی و معنوی و مردم دوستی او سر چشمه می گیرد. 

 

حیفم اومد از ذوالقرنین (کوروش کبیر) حرفی نزنم .

کاش من در زمان پادشاهی این مرد بزرگ بودم.

 

+نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت14:58توسط سحر | |

تقدیم به مادرم که خیلی زحمتم رو کشیده.درضمن اینم بگم که هنوز متنی درخور زحمت ها و رنج های  پدرها پیدا نکردم..... (خواهشا خانوم های محترم بل( bol) نگیرن .  )

زن ازدیدگاه دکتر شریعتی:

زن عشق زاید و تو برایش نام انتخاب می کنی .

او درد میکشد وتو نگران از اینکه بچه دختر نباشد .

 او بیخوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی می بینی .

 او مادر می شود و همه جا میپرسند:نام پدر !!!!!!!

+نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت1:2توسط سهیل | |